تبلیغات
آشیانه تنهایی

آشیانه تنهایی
اگر جایی برای پر كردن تنهایی می خواهی آشیانه را پیدا نموده ای  
قالب وبلاگ
نظر سنجی
آشیانه اینجاست؟






ابر برچسب ها

فصل پنجم

نیازهای روان شناختی

رویکرد ارگانیزمی به انگیزش

ارگانیزم موجود زنده ای است که با محیط خود تبادل فعال دارد.

1- نظریه های ارگانیزمی: اعلام می دارد محیط همواره در حال تغییر است و ارگلنیزم هم برای سازگاری باید منعطف باشد

2- نظریه ماشینی: محیط بر انسان تأثیر می گذارد و انسان واکنش نشان می دهد.

دیالکتیک انسان ـ محیط

در حالت دیالکتیک، محیط بر انسان و انسان بر محیط تأثیر می‌گذارد. انسان بخاطر انگیزش درونی، بر محیط تأثیر می‌گذارد تا تغییراتی را در آن ایجاد کند، و محیط از انسان توقع دارد با آن سازگار شود. نتیجۀ دیالکتیک انسان - محیط، ترکیب همیشه در حال تغییری است که به موجب آن، محیط نیازهای انسان را برآورده می‌کند و انگیزش‌های تازه‌ای را در او به وجود می‌آورد.

نیازهای روانشناختی ارگانیزمی یعنی خودمختاری، شایستگی و ارتباط ،انگیزش طبیعی را برای یادگیری و رشدکردن تأمین می‌کنند.

خودمختاری

خودمختاری نیاز به تجربه کردن و انتخاب در آغاز کردن و تنظیم کردن رفتار می‌باشد، عامل خودمختار کسی است که میل دارد به جای اینکه رویدادهای محیط اعمال او را تعیین کنند، خودش حق انتخاب داشته باشد.

سه ویژگی تجربه برای توصیف خودمختاری  

1- درک منبع علیت، به آگاهی عامل از منبع علیتی اعمال باانگیره‌اش اشاره دارد.(درونی یا بیرونی)

2- اراده، میل به انجام دادن فعالیتی بدون احساس فشار است.

3- درک انتخاب، به مواقعی اشاره دارد که عامل در شرایط محیطی‌ای قرارگیرد که امکان تصمیم‌گیری به او داده شود و چندین فرصت انتخاب در اختیارش قرار گیرد.

حمایت کردن از خود مختاری

محیط‌ها، رویدادهای بیرونی، موقعیتهای اجتماعی، و روابط، از این نظر که تا چه اندازه‌ای از نیاز فرد به خودمختاری حمایت می‌کنند، تفاوت دارند. برخی محیط‌ها نیاز انسان را به خودمختاری، فعال و از آن حمایت می‌کنند، در حالی که محیط‌های دیگر به این نیاز بی‌توجهی کرده و آن را ناکام می‌کنند.

·     محیط‌های حامی خودمختاری، افراد را ترغیب می‌کنند هدف‌های خودشان را تعیین کرده، رفتار خودشان را هدایت کرده، روش خودشان را برای حل مشکلات انتخاب نمایند، و اصولاً تمایلات و ارزشهای خود را دنبال کنند.

·     محیط‌های کنترل کننده، برعکس محیط‌های حامی خودمختاری است. محیط‌های کنترل کننده، نیاز افراد را به خودمختاری نادیده می‌گیرند و در عوض به آنها فشار می‌آورند تا از روشهای فکر کردن، احساس کردن یا رفتار کردن از پیش ترتیب یافته یا به صورت بیرونی تجویز شده، پیروی کنند.

ایجاد محیط‌های حامی خودمختاری  

1- حمایت از خودمختاری، منبع انگیزش درونی را پرورش می‌دهد.(شناسایی تمایلات،ترجیحات و شایستگی ها)

2- حمایت از خودمختاری، به زبان اطلاع رسانی متکی است.(علت بی علاقگی و عملکرد بد را تشخیص و به آنها جهت بهبود و پیشرفت بازخورد می دهند)

3- حکایت از خودمختاری، ارزش قائل شدن را تقویت می‌کند.(ارزش، معنی، فایده یا اهمیت انجام دادن رفتار را انتقال می دهند)

4- حمایت از خودمختاری، عاطفه منفی را می‌پذیرد.(یعی می کنندمشکل انگیزشی را حل کنند و از جلوه های عاطفی منفی دیگران برای کمک به حل آن استفاده کنند)

فواید شیوه خودمختاری

خوراک روانشناختی برای افراد را تأمین می کند و ارضای این نیاز، استعدادهای فطری انسان را برای رشد کردن نیرومند می سازند.

شایستگی

شایستگی نیازی روانشناختی است که برای دنبال‌کردن چالشهای بهینه و به خرج دادن تلاش لازم برای تسلط یافتن بر آنها، انگیزش فطری تأمین می‌کند. موقعیت‌هایی که انسان در آن قرار می‌گیرد، می‌تواند نیاز او را به شایستگی، فعال و ارضاء نماید(چالش بهینه و ساختار بهینه)، یا اینکه می‌تواند این نیاز را نادیده گرفته و ناکام سازد. شرایط محیطی که نیاز انسان را به شایستگی ارضاء می‌کند بازخورد مثبت است.

چالش بهینه و روانی

روانی (به معنی سیال بودن و جریان داشتن) حالتی از تمرکز است که جذب شدن در یک فعالیت را شامل می‌شود. روانی زمانی روی می‌دهد که فرد برای غلبه کردن بر چالشها، مهارتهای خود را به کار برد.(چالش و مهارت تقریبا بالا باشد)

به چالش طلبیده شدن اضافی، مشکلاتی هیجانی و تجربه، زیر سطح بهینه را ایجاد می‌کنند، ولی بدترین تجربه زمانی ایجاد می‌شود که چالش و مهارت کم باشد. در وضعیت چالش و مهارتِ کم، تقریباً تمام حالت‌های هیجانی، انگیزشی و شناختی در پایین‌ترین سطح هستند، به طوری که فرد اهمیتی به تکلیف نمی‌دهد.

مهارت کم ، چالش زیادB نگرانی  

مهارت  برابر چالش B خشنودی

مهارت زیاد، چالش کمBملال

تحمل شکست

از لحاظ انگیزشی مشکلی که در رابطه با چالش وجود دارد این است که وقتی افراد با تکالیف نسبتاً دشوار مواجه می‌شوند، به همان اندازه که احتمال دارد شکست بخورند و ناکام شوند احتمال موفقیت و خوشنودی هم وجود دارد. در واقع یکی از شاخصهای چالش بهینه این است که احتمال موفقیت و شکست برابر است. بنابراین ترس از شکست می‌تواند ویژگیهای نیاز چالش بهینه را سرکوب کند. اگر ترس از شکست زیاد باشد، می‌تواند رفتارهای اجتنابی را طوری باانگیزه کند که انسان برای گریختن از به چالش طلبیده شدن، درست به هر کاری بزند.

تحمل خطا، تحمل شکست و مخاطره جویی، بر این عقیده استوارند که انسانها از شکست بیشتر از موفقیت درس می‌گیرند، و این روشن می‌کند که عاملها در محیطهای حامی خودمختاری که شکست را تحمل می‌کنند، بیشتر از محیطهای کنترل کننده‌ای که شکست را تحمل نمی‌کنند، احساس شایستگی می‌کنند. شکست فرصتهایی را برای یادگیری فراهم می‌آورد، چراکه جنبه‌های سازندۀ آن باعث می‌شوند که افراد علتهای شکست خود را مشخص کرده، راهبردهای تازه‌ای را امتحان کنند و در دریافت آموزش و راهنمایی برآیند.

بازخورد مثبت

گاهی افراد نمی‌داند که عملکردشان شایسته است یا ناشایسته، بنابراین برای اینکه این ارزیابی را انجام دهد، به بازخورد نیاز دارد. بازخورد از چهار منبع زیر حاصل می‌شود:

1- خود تکلیف

2- مقایسۀ عملکرد فعلی با عملکردهای گذشته خود.

3- مقایسۀ عملکرد فعلی خویش با عملکرد دیگران

4- ارزیابی‌های دیگران

ارتباط

ارتباط، نیاز به برقراری پیوندها و دلبستگی‌های عاطفی با دیگران است و این نیاز بیانگر میل به مرتبط بودن عاطفی و درگیر بودن در روابط صمیمانه است. چون انسان به ارتباط نیاز دارد، در نتیجه به سمت کسانی کشیده می‌شود که مطمئن است که به رفاه او اهمیت می‌دهد و از کسانی که مطمئن نیست که به رفاه او اهمیت دهند دوری می‌جوید. چیزی که افراد از یک رابطه ارضا کننده می‌خواهند، این است که صادقانه رفتار کنند و رابطه محبت آمیز و معنی داری برقرار کنند.

ارتباط ساختار انگیزشی مهمی است، زیرا، زمانی که روابط میان فردی افراد از نیاز آنها به ارتباط حمایت کند، وظایف بهتر انجام شده، در برابر استرس انعطاف پذیرتر می‌شوند، و از مشکلات روان‌شناختی کمتری خبر می‌دهند.

فعال کردن ارتباط

تعامل با دیگران شرط اصلی برای فعال کردن نیاز به ارتباط است، حداقل تا اندازه‌ای که این تعامل‌ها احتمال صمیمیت، اهمیت دادن و علاقه دو جانبه را نوید دهند.

ارضا کردن ارتباط:برداشت از پیوند اجتماعی

گرچه تعامل با دیگران برای فعال کردن نیاز به ارتباط کافی است، اما ارضای نیاز به ارتباط مستلزم برقرار کردن پیوند اجتماعی بین خود و دیگران است. روابطی که عمیقاً نیاز به ارتباط را ارضا می‌کنند، علاوه بر اهمیت دادن و دوست داشتن، باید نشان دهندۀ خودِ واقعی یا خودِ اصیل فرد باشد و از دید طرف مقابل اهیمت داشته باشد.

درونی‌کردن

درونی‌کردن به فرآیندی اشاره دارد که فرد از طریق آن، تنظیم یا ارزشی را که قبلاً به صورت بیرونی تجویز شده است، به ارزش درونی تبدیل کند. برای مثال امکان دارد کسی ارزش تحصیلات یا مسواک زدن را درونی کنید. درونی‌کردن به عنوان یک فرآیند، گرایش فرد را به پذیرفتن داوطلبانه ارزشها و تنظیم‌های دیگران یا جامعه و ادغام کردن آنها در خود نشان دهد.

رابطه با دیگران، بستری را فراهم می‌کند که درونی کردن در آن روی می‌دهد. همچنین، ارتباط زیاد، تضمین نمی‌کند که درونی کردن روی دهد. برای اینکه این اتفاق رخ دهد، عامل باید در توصیه‌های دیگران ارزش، معنی و فایده بار بودن را ببیند. برای درونی‌کردن ارزش یا روش رفتار کردن، فرد باید بداند چرا این ارزش با روش فکرکردن فایده دارد. بنابراین، رابطه برای وقوع درونی‌کردن و انتقال فرهنگی لازم است ولی کافی نیست.

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

زندگی درک همین اکنون است
زندگی شوق رسیدن به همان
فردایی است، که نخواهد آمد
تو نه در دیروزی، و نه در فردایی
ظرف امروز، پر از بودن توست
شاید این خنده که امروز، دریغش کردی
آخرین فرصت همراهی با، امید است
زندگی یاد غریبی است که در سینه خاک
به جا می ماند
زندگی ، سبزترین آیه ، در اندیشه برگ
زندگی، خاطر دریایی یک قطره، در آرامش رود
زندگی، حس شکوفایی یک مزرعه، در باور بذر
زندگی، باور دریاست در اندیشه ماهی، در تنگ
زندگی، ترجمه روشن خاک است، در آیینه عشق
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب : عدد
آخرین بروز رسانی :


فال حافظ


.

.

.

.


imjava

کد رژیم سلامتی

کد رژیم سلامتی

 
محاسبه ی شاخص توده ی بدنی
وزن به کیلوگرم
قد به سانتی متر
شاخص توده ی بدنی

بازه ی وزنی مناسب شما